گوناگون

آیا احساس خوب در میز پوکر، زیان آور است؟

کَش گیم

بر کسی پنهان نیست که احساسات منفی می توانند روی نحوه بازی پوکر، تاثیر منفی بگذارند. ترس می تواند حتی قوی ترین بازیکنان پوکر را هم به بازیکنانی «ضعیف-سفت (Weak-Tight)» و اساسا ترسو تبدیل کند و عصبانیت هم باعث می شود که بازیکنان ژتون های خود را به سرعت هر چه تمامتر به باد بدهند. اما سوی دیگر ماجرا احساسات خوب است، آیا در مورد احساس خوب هم وضع به همین منوال است؟

رابطه ی بین احساسات منفی و نتیجه نامطلوب را قاعدتا می توان به سادگی و بلادرنگ تشخیص داد. اما چگونه احساساتی مانند عشق و دلبستگی، خوشحالی یا ترحم می توانند روی نحوه بازی تاثیر بگذارد؟ این احساسات دلپذیر و مطلوب را می توانیم در تمام جنبه های خوب زندگی جستجو کنیم. بنابراین طبیعی است که تصور کنیم، این احساسات خوب می توانند به ما کمک کنند، بهتر پوکر بازی کنیم. اما باید بدانید که لزوما همیشه اینطور نیست.

سقراط، فیلسوف یونانی می گوید، اعتدال در همه چیز زندگانی

در حقیقت، افراط در هر احساسی می تواند به امری مخرب بدل شود. به عنوان مثال، عشق، ممکن است که عشق در معنای عام خود، خواه عشق به فرد یا به یک سرگرمی یا شیء مانند ماشین، وقتی که در آن افراط کاری شود، می تواند باعث شود که تمرکز از سایر امور برداشته شود. هنگامی که این عشق و علاقه به جایی برسد که دیگر روابط خود با سایرین، شغل یا سلامتی خود را نادیده بگیرید، در آن صورت، قطعا عشق آن، نیروی مؤثر و مطلوبی که سراغ داشته ایم نیست.

دنیای بی رحم پوکر

در دنیای بی رحم پوکر، عشق امری است که باید به سادگی کنارش بگذارید. مسلما عشق به خود بازی هم می تواند برای برخی بازیکنان مشکل ساز باشد، انرژی و وقت زیادی از آنها بگیرد و برای بازیکنانی که بازنده می شوند هم به قیمت پول زیادی تمام شود. وقتی بازیکنانی برای یادگیری نحوه صحیح بازی پوکر بسیار تنبل، کودن یا کم طاقت باشد، دلبستگی به پوکر، بدل به رابطه ای می شود که عملا از عهده او خارج است.

در سطح شخصی تر، عشق به یک بازیکن دیگر می تواند مشکل ساز باشد، به خصوص اگر فرض کنیم که آن فرد،‌ درست روبروی شما آن سوی میز پوکر نشسته باشد. جک استراوس، اسطوره پوکر و قهرمان مسابقات جهانی پوکر سال ۱۹۸۲ در اظهارنظر مشهوری گفته بود که «اگر مادربزرگش هم با او بازی می کرد، او را هم حسابی مفلس می کرد!» در پوکر قانون جنگل حکمفرماست، یعنی «بخور یا خورده شو!»

جک استراوس: اگر مادربزرگم هم با من بازی می کرد، او را هم حسابی مفلس می کردم!

اما برای بسیاری از بازیکنان پوکر که هنوز کاملا با چنین ذهنیتی کنار نیامده اند، بدل شدن به کوسه، خصوصا زمانی که قربانی کسی باشد که دوستش داشته باشند، بسیار دشوار است. در اینجا شما در ازای بردن ژتون های کمتر و بردی کوچک تر، روابط شخصی بهتری خواهید داشت. طبیعتا این مهم به خود بازیکن بستگی دارد که چه چیزی را در ازای چه چیزی به به دست بیاورد.

شاید مهلک ترین شکل دلبستگی و عشق در پوکر، دلبستگی ما به کارت ها باشد هنگامی که مطمئن شویم که برنده می شویم. پاکت پِیرهای بزرگ، خوردن دست های استریت یا دست های تکمیل نشده ای (درا) که شانس ناتس بالایی دارند، همه ی این دست ها و می توانند خاصیتی اغواگرانه و گمراه کننده داشته باشند. این کارت ها ما وعده بردن ژتون های زیاد را به ما می دهند. و قطعا برای بازیکنان پوکر، این نوع حرص هیچ حد و مرزی نمی شناسد.

شادی در پوکر

اما قطعا می دانید که خوردن یک کارت اشتباه می تواند نتیجه مسابقه را کاملا دستخوش تغییر کند و بازیکنی که طبق انتظار باید برد سنگینی به دست می آورد، پول زیادی می بازد. قطعا هرکسی که طعم عشق را چشیده، حس دل کندن و رها کردن سخت ترین چیز است. در زندگی هم امتناع از دل کندن ممکن است نتیجه ای، فاجعه بار داشته باشد. در پوکر، این هزینه می تواند یک یا دو کال باشد که به نوبه خود منجر به فاجعه ای از نوع دیگر می شوند.

اگر عشق در پوکر زیان بار است، ترحم و دلسوزی از آن هم بدتر است. همانطور که در سطور قبل نیز گفتیم، در پوکر یا باید بخورید یا خورده شوید، بنابراین، قانون تغییرناپذیر پوکر بردن ضعیف تر هاست؛ خواه این کار را با دزدیدن بلایندهای بازیکنان سفت انجام دهید یا اینکه ژتون های بازیکنی با استَک کوچک، برد به هر طریقی، هدف و غایت بازی پوکر است. بنابراین در این بازی نباید خبری از دوستی، ترحم و مهربانی باشد. اما وقتی مقابل حریفی قرار می گیرید که نه تنها بازیکن ضعیفی است، بلکه به طریقی آشکارا ناتوان هم است، به عنوان مثال مست است یا اینکه تحت تاثیر فشار عاطفی شدیدی است، آیا بازی با این حریف عادلانه است؟ آیا هنوز هم احساس خوبی از بردن پولش دارید؟ شاید کمی احساس گناه داشته باشید، اما هنوز هم می توانید پیش بروید و پول او را از چنگش در بیاورید. یا اینکه وسوسه نرم بازی کردن به وجدان شما رخنه کرده است؟

چه می شود اگر حس کنید، حریف با پولی بازی می کند که از عهده باخت آن بر نمی آورد؟ اینجاست که مرز بین حرفه شما به عنوان بازیکن پوکر و اخلاقیات انسانی وارد حیطه ای مبهم می شود. ترحم یکی از تحسین برانگیزترین و بهترین احساسات انسانی است که می توانیم در زندگی تجربه کنیم، اما وقتی که پوکر بازی کنیم، بدل به یکی دیگر از پاشنه آشیل های ما می شود.

در پوکر قانون جنگل حکمفرماست، یعنی؛ بخور یا خورده شو!

حتی یک احساس عالی مانند شادی می تواند در چارچوب بازی پوکر نتیجه ای زیان بار داشته باشد. شادی کردن پس از برد، وقتی که شادی افراطی شما به جایی برسد که حریف با بغض و کینه به شما نگاه کند؛‌ می تواند بعدا برای شما مشکل ساز شود. حتی بدون حضور برگزارکنندگان تورنمنت که آماده اند بازیکنانی که در خوشحالی افراط می کنند را با جریمه مجازات کنند، بازیکنان بازنده، هم منتظر فرصتی هستند تا به روش خودشان خدمت شما برسند.

حتی یک احساس عالی مانند شادی می تواند در چارچوب بازی پوکر نتیجه ای زیان بار داشته باشد
حتی یک احساس عالی مانند شادی می تواند در چارچوب بازی پوکر نتیجه ای زیان بار داشته باشد

شادی وقتی که شتاب زده باشد، می تواند هشداردهنده نیز باشد. این خوشحالی می تواند در اشکال مختلف به ضرر شما تمام شود، از بازیکنانی در بازی های استَک کوچک که آنقدر ذهنشان درگیر حساب کردن پاتی است که قرار است برنده شوند که متوجه نمی شوند کارتی که روی ریور خورده، اصلا به دستشان نمی خورد یا بازیکنی که بیشترین ژتون های بازی را داشته و با شرط بندی های سنگین باخته است.

در مجموع، نتیجه ای که از اینجا می گیریم این است که این احساسات می تواند منجر به نوعی اعتماد به نفس کاذب شود. به این ترتیب، باید بدانید که احساسات خوب در حد افراط می توانند مخرب باشند. معمولا نتیجه چنین احساساتی از دست دادن تمرکز است. وقتی که شما کاملا شتابزده مشغول شادی هستید، بخشی از مغز شما از همین حالا شروع به جشن گرفتن کرده است، در چنین حالتی طبیعتا تمرکز کامل امکان پذیر نیست.

در تمامی مواردی که گفتیم، یک پارادوکس عجیب نهفته است. همه ما در وهله اول به این دلیل جذب بازی پوکر شده ایم که با آن حس خوبی داشته ایم. پوکر بازی مفرح و سرگرم کننده است. به همین دلیل هم به آن ادامه داده ایم. بنابراین ما پوکر بازی می کنیم تا احساس خوبی داشته باشیم، اما اگر بخواهیم خوب بازی کنیم، نباید اجازه دهیم خیلی هم حس خوبی داشته باشیم! البته حداقل تا قبل از اینکه از روی میز بازی بلند نشده ایم. احساساتی مانند عشق، شادی، اعتماد به نفس که در سایر جوانب زندگی اموری مثبت تلقی می شوند، چنانچه از دست ما خارج شوند، می تواند هزینه ای گزاف روی دستمان بگذارند.

دیدگاهتان را بنویسید